ویژگى هاى پیامبران الهی/
ویژگى هاى پیامبران الهی/
0 Vote
44 View
حضرت محمد پـیامبران الهى ، ویژگى ها و برترى هایى بر دیگر انسان ها دارند كه در این جا به برخى از آن ها اشاره مى شود. وحى همه انسان ها از ادراك حسى و عقلى برخوردارند و آگاهى خود را درباره حقایق جهان هستى ، از این دو راه بـه دسـت مـى آورنـد، امـّا پـیامبران افزون بر برخوردارى از این دو نیروى ادراكى ، به نـیرویى دیگر به نام وحى نیز مجهزند كه هیچ گونه خطا و اشتباهى در آن راه ندارد. علم آنان از مبداء هستىِ محیط بر تمام كاینات افاضه مى گردد، به گونه اى كه پیامبر درس نخوانده ، بـا نـزول وحـى ، از والاتـریـن مـعـارف و قـوانـیـن بـراى رشـد و تكامل و اداره جامعه بشرى آگاه مى شود. تفاوت پیامبران با نوابغ در همین جا است . نوابغ ، از نـیـروى ادراكى حسى و عقلى بسیارى برخوردارند و مى توانند مجهولاتى از جهان هستى را كشف كـنـند و ناشناخته هایى را بازشناسند. پس ، نبوغ نوابغ ، مربوط به نیروى تفكر و اندیشه بـشـرى اسـت ، ولى ویـژگـى پـیـامـبـران در نـیـرویـى دیـگـر بـه نـام وحـى و اتصال به مبداء هستى است . از این رو، مقایسه این دو گروه با یكدیگر نادرست است . عصمت از دیـگـر ویـژگـى هـاى پـیـامـبران ، عصمت است . این ویژگى ، شایستگى اعتماد را به تمام و كـمـال بـدانـان مى بخشد؛ زیرا عصمت به معناى دورى از هرگونه گناه عمدى و سهوى و اشتباه اسـت . البـتـه ، آنـان انـسـان هـایـى مـخـتـار و در انـتـخاب كار خوب یا بد، آزادند، ولى در همان حـال بـه هـیـچ گـناهى آلوده نیستند. پیامبران كسانى هستند كه به اوج بندگى رسیده و خداوند آنـان را بـرگـزیـده و از آغـاز آفـریـنـش انـسان ، كه شیطان در پى گمراه كردن فرزندان آدم برآمد، از گمراهى او به دور بوده اند: ((قالَ فَبِعِزَّتِكَ لاَُغْوِیَنَّهُمْ اَجْمَعینََ اِلاّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الُْمخْلَصینَ)) (ص (38)، آیات 82 ـ 83) شیطان گفت : قسم به عزت تو، بى گمان همه بندگانت را گمراه مى كنم جز بندگان مخلَصِ تو. مـحـال اسـت پیامبرى از سوى خدا برگزیده شود و در پیامش چیزى یافت شود كه بوى شرك و خـرافـه دهـد و یـا بـه كـمـك سـتـمـگـرى بـشـتـابـد و بـى عـدالتـى را تـاءیـیـد كـند. توحید و عـدل از اصـول دعـوت هـمـه پـیـامـبـران اسـت آنـان چـنانند كه حتى ابلیس ، خود مى داند كه نمى تواند آنان را بفریبد. عصمت پیامبران ، به بینش و درجه یقین و ایمانشان مربوط است ؛ زیرا كسى كه گناه مى كند، زشتى آن را به خوبى درنـمـى یـابـد و یـا مـغـلوب هـواهـاى نـفـسانى مى شود. اگر درجه ایمان و بینش كسى به حدّى برسد كه خود را هنگام گناه كردن چون كسى ببیند كه مى خواهد خود را از كوه پرتاب كند و یا زهر كشنده اى را بنوشد، هرگز به سوى گناه نمى رود و چنین حالى را عصمت از گناه مى نامیم . پـس ، عـصـمـت آنـان ، نـاشـى از كـمـال ایـمـان و شـدّت تـقـواسـت كـه عوامل گناه را در وجود آنان از میان مى برد. رهبرى بى مانند از ویـژگـى هـاى دیـگـر پـیـامبران ، رهبرى بى مانند و تاریخ ساز آنان است . پیامبران براى بـرپـایـى قـسط و عدالت و هدایت انسان ها به توحید و خداپرستى و مبارزه با طاغوت به پا مـى خـیـزنـد و با بیدار كردن نیروهاى خفته و شكوفا نمودن استعدادها و گسیختن غلّ و زنجیر از دست و پاى مردم ستمدیده ، چنان دگرگونى و تحوّل در جامعه پدید مى آورند كه آثار كوشش هـاى آنـان ، بـراى هـمـیـشـه بـر جـاى مـى مـاند؛ چنان كه بیشتر قهرمانان حماسه هاى قرآنى را پـیـامبران تشكیل مى دهند و قرآن با بازگو كردن حماسه رهبرى و دعوت پیامبران به توحید و مبارزه با ظلم ، آنان را به عنوان نمونه هایى آرمانى ، به مردم معرفى مى كند و در سوره انعام ، پس از نام بردن از هیجده پیامبر، مى فرماید: ((اُولئِكَ الَّذینَ هَدَى اللّهُ فَبِهُدیهُمُ اقْتَدِهْ)) (انعام (6)، آیه 90) آنان كسانى اند كه خداوند هدایتشان كرده ، پس به هدایت آنان اقتدا كن . و بـاید گفت كه سامان بخشیدن و به حركت درآوردن نیروهاى خفته در نهان انسان درجهت رضاى خدا و صلاح بشریّت ، تنها از عهده پیامبران الهى برمى آید. حضرت محمد خلوص و قاطعیت از دیدگاه اسلام ارزش هر كارى ، در گرو خلوص آن كار براى خداست و هر كارى ، حتى عبادت ، اگر تنها براى به دست آوردن مال دنیا یا شهرت و برترى در جامعه و یا هر انگیزه غیر الهى دیگر انجام گیرد، بى ارزش محسوب مى شود و انجام دهنده آن ، منزلتى نزد خداوند نمى یابد. پیامبران از آن جا كه از سوى خدا برانگیخته مى شوند و رسالت الهى بر دوش دارند، در كار خود انگیزه و هدفى جز تحصیل رضاى خداوند ندارند. از این رو، چنان استقامت و پایمردى اى از خـود نـشان مى دهند كه در تاریخ بى نظیر است و این جز از گذر خلوص نیّت و پشتوانه الهى صـورت نـمى پذیرد. در تاریخ ، پیامبرى نبوده كه مردم را هدایت كند و مشكلات آنان را از میان بـردارد مـگـر این كه گفته است : من از شما اجر و مزدى نمى خواهم و این سخنى است كه قرآن از پیامبران نقل كرده است : ((وَ ما اَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ مِنْ اَجْرٍ اِنْ اَجْرِىَ اِلاّ عَلى رَبِّ الْعالَمینَ)) (شعرا (26)، آیه 109) من در برابر كارم مزدى از شما نمى خواهم . مزد من جز بر پروردگار جهانیان نیست . قـاطـعـیـت و استوارى پیامبران ، معلول همین خلوص نیّت و الهى بودن هدف است .همین خلوص نیّت است كه به موسى و برادرش هارون توانى مى دهد كه بتوانند با یك عصاى چوبین به دربار طاغوت قدرتمندى چون فرعون وارد شوند و او را به توحید دعوت كنند. مبارزه با ظلم از آن جـا كـه پـیـامـبـران بـا هـدف اصـلاح جـامـعـه و گـسـسـتـن غـل و زنـجـیـر از دسـت و پـاى مـردم مبعوث شده اند، با هرگونه شرك ، خرافه و ظلم مبارزه مى كنند. قرآن كریم در وصف پیامبر اسلام (ص )مى فرماید: ((یـَاءْمـُرُهـُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ یُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّباتِ وَ یُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبائِثَ وَ یَضَعُ عَنْهُمْ اِصْرَهُمْ وَالاَْغْلالَ الَّتى كانَتْ عَلَیْهِمْ)) (اعراف (7)، آیه 157 ) [پـیـامـبـرى كـه ] آنـان را بـه نـیكى امر مى كند و از زشتى بازمى دارد و پاكیزه ها را بر آنان حلال و پلیدى ها را بر آنان حرام مى كند و قید و زنجیرشان را برمى دارد. نبوغ نوابغ ، مربوط به نیروى تفكر و اندیشه بـشـرى اسـت ، ولى ویـژگـى پـیـامـبـران در نـیـرویـى دیـگـر بـه نـام وحـى و اتصال به مبداء هستى است . از این رو، مقایسه این دو گروه با یكدیگر نادرست است مـحـال اسـت پیامبرى از سوى خدا برگزیده شود و در پیامش چیزى یافت شود كه بوى شرك و خـرافـه دهـد و یـا بـه كـمـك سـتـمـگـرى بـشـتـابـد و بـى عـدالتـى را تـاءیـیـد كـند. توحید و عـدل از اصـول دعـوت هـمـه پـیـامـبـران اسـت و اگر كسى مدعى پیامبرى شود و در پیامش چیزى ناسازگار با توحید و عدل یافت شود، بى گمان او در ادعایش دروغگوست . جنبه بشرى پیامبران الهى با همه ویژگى هایى كه برشمردیم از جنس بشرند و مانند دیگران مى خورند، مـى آشـامـنـد و... آنـان چـون دیـگـران مـكـلّفـنـد و تـكـالیـفـى كـه بـه مـردم ابـلاغ مـى كـنـنـد، شـامـل خـود آنـان نـیز هست و حتى گاهى تكالیف آنان سخت تر است ؛ مانند شب زنده دارى كه بر پیامبر اسلام واجب بود. پیامبران هرگز خود را از تكالیف استثنا نمى كنند. آنان مانند دیگران و بـیـش از آنان از خدا مى ترسند، بیشتر خدا را عبادت مى كنند، نماز مى خوانند، روزه مى گیرند، جهاد مى كنند، زكات مى دهند و براى زندگى خود و دیگران مى كوشند و این همه از آن روست كه پیامبران نیز مانند دیگران بشرند: ((وَ ما جَعَلْناهُمْ جَسَداً لا یَاءْكُلُونَ الطَّعامَ وَ ما كانُوا خالِدینَ)) (انبیاء (21)، آیه 8) ما پیامبران را چونان قرار ندادیم كه غذا نخورند و آنان داراى عمر جاودانه نبودند. نتیجه .. پیامبران دارای ویژگیهایی هستند که تـفـاوت آنها با دیگر مردم ، تنها در ویژگی وحى است و آن نیز پیامبران را از بشر بودن خارج نمى سازد؛ بلكه آنان را نمونه انسان كامل و الگوى دیگران مى سازد:((قُلْ اِنَّما اءَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ یُوحى اِلَىَّ)) (كهف (18)، آیه 110) بگو: جز این نیست كه من بشرى چون شمایم كه بر من وحى مى شود. فرآوری: آمنه اسفندیاری http://www.tebyan.net/
عناوین مرتبط

نگرشی تاریخی بر حیات امام زمان (عجّل الله فرجه)

تاریخ غیبت صغری امام مهدی (عجّل الله فرجه)

پرچم های تاریکی

بشارت موهوم (جستاری در باب تجلیل بهائیان از شیخ احسائی و سید رشتی)

از نهضت سرخ حسینی تا انقلاب سبز مهدوی (دفتر اول) - از فرات تا فرات (۱)

اقیانوس جهل (نگاهی گذرا به عقائد الاسلام احمد اسماعیل گاطع) - نقد جریان احمد الحسن (۷)

خواب نما (بررسی حجیت خواب در آیات و روایات) - نقد جریان احمد الحسن (۳)